جلال جلالى زاده

73

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

ايجاب هرگاه حكم به وسيله‌ى عبارت يا اشاره يا دلالت ثابت شود ، استعمال مىشود . استلزام عبارت از عدم انفكاك است . پس وجود ملزوم بدون لازم ممتنع است ، بر خلاف اقتضا كه وجود مقتضى بدون مقتضا ممكن است . گفته‌اند : الإقتضاء : طلب الفعل مع المنع عن الترك و هو الإيجاب أو بدونه و هو الندب أو طلب الترك مع المنع عن الفعل و هو التحريم أو بدونه و هو الكراهة . إقتضا نه لفظ بر آن دلالت مىكند و نه منطوق به است ، ولى ضرورى لفظ است ، يا از جهت اين‌كه متكلم بدون آن صادق نيست ، يا از حيث اين‌كه از لحاظ شرعى وجود ملفوظ بدون آن ممنوع است ، يا از حيث اين‌كه از نظر عقلى ثبوت آن جز به وسيله‌ى آن ممكن نيست . مانند لا عمل إلا بالنية إقتضا : اضمار ضرورى براى صدق متكلم است . إقتضاء النص : دلالت لفظ بر امرى كه معنا بدون تقدير عقلى يا شرعى آن درست نيست و از آن به دلالت اقتضاء تعبير مىشود در نزد برخى از اصوليان از اقسام كتاب و سنت است و در اصطلاح ، آن است كه به اقتضا عمل نمىشود ، مگر به شرط تقدم آن بر نص ؛ زيرا صحت شمول نص مقتضى آن است و اگر درست نباشد ، به متن اضافه نمىشود و مقتضى مانند معنايى است كه با متن ثابت شده باشد . هرمعنايى كه بر متن براى صحت آن افزوده شده است ، يعنى هرمعنايى كه اگر بر متن مقدم نشود موجب عمل و مفيد فايده و موجب حكمى نيست . مانند حديث : « كل المسلم على المسلم حرام ، دمه و ماله و عرضه » كه از مفاد متن ، حرمت جان و مال و آبروى مسلمان استفاده مىشود ، جز اين‌كه تحريم در حقيقت بر تعدى و تجاوز مترتب شده است . بنابراين معناى متن از تقدير كلمه تعدى و تجاوز فهميده مىشود ، يعنى تعدى حرام است . يا در آيه‌ى حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ ( نساء / 22 ) . لازم است واژه‌ى عقد در تقدير گرفته شود . يا در فَلْيَدْعُ نادِيَهُ ( علق / 17 ) ، يعنى فليدع أهل الناديه .